پــــــــــــــــــــــ نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پـــــــــــــــــــــــ 2
ب
ه دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده…
***
دیشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم
بازی می کردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟ پ ن پ مشعل المپیکه دارم
میبرم لندن!! میگه پ ن پ و زهرمارف سوار شو بریم… میگم کلانتری؟ میگه پ ن پ
میبرمت لندن
***
با رفقا رفتیم باغمون، سیخ های جوجه رو
گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن.
رفیقم میگه: لونه شون این طرفاست؟ پ ن پ اومدن فیلم ترسناک ببینن
***
رفتم یه قالب مرغ از تو فریزر درآوردم.
دوستم میگه می خای بپزیش؟ مگم: پ ن پ خانوادش اومدن از تو سردخونه درش
آوردم بدم ببرن دفنش کنن!
***
مرغ عشقم مرده. درحالی که پاهاش رو به
بالاست افتاده کف قفس. دوستم اومده میگه: ااا مرغ عشقت مرد؟ پ ن پ کمر درد
داشت، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس.
***
تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه: دزد بود؟ میگم: پ ن پ اومده بود امانتیش رو ببره فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!
***
بهرام رادان از یه بابایی آدرس پرسید، طرف میگه ببخشید شما بازیگر نیستین؟ رادان میگه پ ن پ پیک موتوریم!
***
با کلی شوق و ذوق به دوستم میگم: دان ۲ رو. برگشته میگه: تکواندو؟ پ ن پ دان ۲ آشپزی…!
***
رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه: کیسه هم می خوای؟ پ ن پ فرغون آوردم با اون می برم!
***
لیلی به مجنون گفت: همه این اکرا رو می کنی برا من؟ مجنون: پ ن پ من عاشق آنجلینا جولی ام، تو حریف تمرینی هستی!
***
داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلی
ماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خریدین؟ میگم: پ ن پ
لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!
***
دوستم زنگ زده خونه. گوشی رو برداشتم سلام
کردم. میگه: تو خونه ای. میگم: پ ن پ لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خود
را بگذارید… با تشکر!
***
داشتم تلویزیون می دیدم. بعد مادربزرگم
اومده کانال رو عوض کرده بعد به من میگه داشتی میدیدی؟! گفتم: پ ن پ داشتم
گرمش میکردم تا شما بیای بیبینی!
***
منتظر مسافر بودم. خانمه اومده میگه: آقا هفت تیر میری؟ میگم بله. میگه: سوار شم؟ پ ن پ تا هفت تیر دنبالم بدو!
***
رفتم داروخانه. پیرمرده دفترچه بیمه رو
داده به مسئول داروخانه. بعد از چند دقیقه مسئول داروخانه داروهاش رو آورده
پیرمرده گفت پدرجان می بری؟ پیرمرده گفت پ ن پ همین جا می خورم! بی زحمت
یک نوشابه خنک و سالاد هم بیار…
***
رفتم پیش صاف کار ماشین. یه نگاه به ماشین
کرد میگه تصادف کردی؟ گفتم پ ن پ از جلو بندی تکراری خسته شدم گفتم برای
تنوع با چکش بکوبم توش همه جاش جدید بشه
نظر يادت نره
برچسب ها :
پ ن پ2
دفعات بازدید : 8
نوشته شده در تاریخ 9 اسفند 1390 و در ساعت : 10:46 - نویسنده : Admin